
سلام ....همه می دونید تولد هستی عزیز هستش پس نیازی به توضیح نیست .
هستی جان راه دور و دستمان کوتاه تنها کاری که میشه در این دنیای مجازی انجام داد عرض ادب و اظهار عشق هستش یه کار کوچیک که امیدوارم با قلب بزرگت پذیرا باشی .
من و مطمئنا" همه دوستان ...تو مهربون و عزیز رو بی نهایت دوست داریم و تولدت رو از ته دل تبریک میگم و میخواهیم در شادیت شریک باشیم ......
آرزوی قلبی من و همه دوستان سلامتی و خوشبختی برای فرشته ای چون تو هست که خداوند لطف کرده و در این روز قشنگ قدم پر مهرت رو بر خاک گذاشته تا بتونیم از فضای محبتت و نگاه مهربونت شاکر همه ی خوبیها باشیم که باتو خوبیها قشنگ تر و محبت ها پر رنگ تر خواهند بود .
دوستت داریم و امید که صد و بیست سال در کنار خانواده لحظات خوش و سعادتمندی در پیش داشته باشی .
این گلها تقدیم به گل وبلاگها



اينم كيك از طرف من ![]()

از اينكه نتونستم بيام براي دعوت ببخشيد چون من الان نيستم مشغول اثاث كشي هستم
خسته نباشم
اينجا خونه خودتونه از خودتون پذيرايي كنيد . زود برمي گردم بهتون خوش بگذره .

هستي جانم بازم تولدت مبارك دلبرم
مربــــــا بـــــده بــــــابـــــا هستي جان![]()




تنها مي توان گفت در سرزمين او تمام وجود آدمي سرشار از عطش است ......عطش سجده .... سجده بر آستان پاك و كبريايي او ......يارب نظر لطفي فرما و نصيب كن ديدار ميعادگاه عاشقان را .....

عيـــــــدتان مبـــــــــــارك
سلام دوستان ..وقت عزيزتان بخير
دوست بسيار ارجمند و بزرگوارمون سهيل در وبلاگ صبح بهاري يك بازي يا سرگرمي برگزار كرده بودند و محبتشون شامل حال من شده و در اين سرگرمي من رو نيز انتخاب كردند . نمي دونم چرا ولي خيلي كار سختيه
... ولي ظاهرا بايد خط داد و حرفها رو گفت .
خوب همونطور كه مي دونيد من از اول بچه خوب و مثبتي بودم
ولي گاهي آدم خطا ميكنه خدا منو ببخشه اگر موجب رنجش كسي شدم
در اين بازي ظاهرا بايد پنج مورد حالا يا خاطره يا عادتهايي كه دوستان نمي دونند بيان كرد من اينطور ميگم :
۱- از بيست و چهار ساعت شبانه روز فقط سه ساعت و نيم ميخوابم
۲- براي فكر كردن يا دقت در كاري بايد راه برم به هيچ عنوان نشسته تمركز ندارم
۳- دوران تحصيل هميشه عضو انجمن بودم . زمان ما هر صبح بايد بازديد بدني ميشديم و بردن وسايلي حتي مثل آينه و شونه ممنوع بود . من يه جور پل زير گذر بودم
بخاطر همين كل مدرسه ۴۵۰ نفري دبيرستان دوشهيد منو ميشناختند ![]()
۴- سريال اوشين وقتي براي اولين بار در تلويزيون پخش شد كلا" دچار كمبود و بحران فيلم و اينچيزا بوديم و كل خيابونها و كوچه ها خلوت ميشد و پرنده پر نميزد و دعاي همه ي اهالي محل كه برق نره چون اون زمان برق خيلي ميرفت . من با همسايه روبرويي خيلي كل كل داشتم
( سعيد ميشناسه) پنج دقيقه بعد از شروع اوشين ميرفتم كنتور برقشون رو قطع ميكردم اون زمان كنتورها دم در بود و بصورت فشنگي بودند خيلي راحت ميشد قطع كرد . شايد اين كار ۵-۶ بار تكرار ميشد و بنده خداها سه طبقه رو بايد هي ميرفتند بالا و ميومدن پايين
يادش بخير
۵- محل كار من هميشه حقوق بين تاريخ ۵ تا ۱۵ برج داده ميشد از وقتي صاحب امضا شدم بيست و نه هر ماه تمام فيش هاي حقوقي و ميزدم و كل سند ها رو وارد كامپيوتر ميكردم كه كسي نتونه اعتراض كنه براي همين هميشه مورد مواخذه قرار ميگرفتم ولي از بابت كارمندا هنوز هم ياد ميكنند و دعا به جونم ![]()
خوب همين بسته ديگه حالا بايد پنج نفر انتخاب كنم كه خيلي كار سختيه .
۱- آقا مجيد ۲- هستي عزيزم ۳- ياسي گلم ۴- آقا حامد ۵- رها جان
امير عزيز و بخاطر اينكه ديگه آپ نميكنه خواستم تو زحمت نندازم و مهدي عزيز چون قبلا انتخاب شده بود نشد من انتخاب كنم . سهيل عزيز باز هم از محبتت سپاسگزارم ![]()





